بارون میزنه نم نم
پشت خونه عمم
عمم عروسی کرده
دمب خروسی کرده
ای مرغ زرد و آبی
امشب کجا می خوابی
زیر علم پیغمبر
صلوات بر محمد
" عمه ی آریا "
معلم عزیز دوران دبیرستانم که روزهای دوشنبه و پنج شنبه ی هر هفته ی سال های ۷۴ و ۷۵ برای آمدنش لحظه شماری می کردیم جان به جان آفرین تسلیم کرد.
معلم عزیزم سید اکبر حسینی روز جمعه ۲۰/۶/۸۸ به آرامگاه ابدی رفت و ما را بهت زده در اندیشیدن به فرداهایی مجهول جا گذاشت.
ما حالا مصیبت زده ی کسی هستیم که قرار بود مصیبت از چهره مردم منطقه بزداید و دامن چروکیده و ناموزونی را که سالهاست بر اندام زیبای منطقه زار می زند بکند و دور بیندازد.
دلخوش بودیم به اینکه او بسیار می دانست و می توانست. اما باز هم اجل به ما شبیخون زد و کیش نداده ماتمان کرد.
سید اکبر
باشد که روح بلند و آسمانیت دستگیر ما در کوران مصیبت ها ی نوین عصر نو باشد. مصیبت هایی که وجدان بیداران را خش داده و دل مومنان را به درد آورده است.
روح مهربان و آزاده ات قرین رحمت و آسودگی و یاد نازنینت زنده و جاوید باد...
گریستم
به پهنای تمام صورتم
روی کاناپه ی خرمالویی
کاسه بزرگ سالاد روی زانوم
و
دروغ نیمروزی ساعت ۱۴
گریستم
برای...
برای شرف خریدن چقدر باید داد؟
خریدن شادی
برای قطره ای از بیکران " آزادی" ...
از جانب کدام آفتاب؟
تو را کدام ماه بر آستان من روانه کرد؟
کی؟
از پشت کدام اطمینان آمدی که دستانم اینچنین با تو ایمن می شوند
نام آسان تو را کدام آب غسل داده است؟
پیام آور کدام رسالت بودی که صبح را از میان تاریکی رهاندی
تو
سپده دم امید بخش آن فردایی
که
از پس هزار شب انتظار
روی ماه خورشید را خواهد بوسید..
ای دلالت حیات
ای یقین بی برگشت
سایه ساکت آرامش
قیمت آن یک نفس که می توان با تو کشید
می ارزد به تمام آنچه زندگی می دانندش
ای حادثه راستین رقیق!
در من بیفت
ای تداوم رابطه های روشن!
مرا همیشگی کن..
تنهایی ام دیگر بدون مقیاس است
تنهایی ام از هرچه فکر کنی بزرگتر است
*
می خواهم به کودکیم برگردم
به روزهای اضطراب های بزرگ گناه های کوچک...
*
دیگر نمی گویم همیشه
می گویم حالا
دیگر نمی گویم هر روز
می گویم اکنون
نمی خواهم همیشه باشی
اما حالا باش...
چند روزی است که برنامه جذاب و پرطرفدار "نود" که از معدود برنامه های تلوزیون ماست که بسیار پربیننده است و بینندگان خود را همواره تا پاسی از نیمه شب بیدار نگه می دارد، مورد بحث و انتقادات شدید مسئولان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال قرار گرفته است تا جایی که در خبری خواندم حتا در مصاحبه های مطبوعاتی و رادیو-تلوزیونی بعد از مسابقات فوتبال مانع از حضور گزارشگران برنامه نود شدند.
این اتفاقات در حالی می افتد که به نظر برخی کارشناسان این برنامه یک پدیده در سیمای ایران است.برنامه ای که مجری محبوب و خاص آن عادل فردوسی پور با احاطه کامل بر موضوعات برنامه و اطلاعات بسیار بالای علمی-تخصصی در فوتبال به حوادث و معضلات این حوزه ورزشی به خوبی می پردازد و مسائلی چون عملکرد تیم ها، مسئولان تیم ها، بازیکنان، داوران و حتا رفتارهای زشت برخی تماشاگران( نه تماشاگر نما ها) و... را مورد چالش قرار می دهد. کاری که کاملا دلسوزانه و از روی تعهد به مردم و کشور عزیزمان انجام می گیرد و در صداقت آن شکی نیست.
این برنامه می تواند الگویی باشد برای تمام دستگاه ها و سازمان های ما که نیرویی متخصص به صورت دلسوزانه و نقادانه از بالا عملکرد آنها را مورد نقد و کنکاش قرار دهدچرا که نگاه از درون سبب می شود سازمان ها همیشه عملکرد کاملا مناسب، امارهای بالا و کیفیت مطلوب داشته باشند که مسلما در این صورت از طرف مردم ناباوری و عدم اعتماد را در پی خواهد داشت. در آخر باید اذعان داشت می توان با داشتن برنامه های پرقدرتی چون نود ظرفیت انتقاد پذیری (چیزی که در جامعه ما کیمیاست ) را بالا برد و با این کار اعتماد مردم که بالاترین سرمایه اجتماعی هر جامعه ای است را جلب کرد.
روانشناسان از اواخر دهه 1990 به مطالعه میزان غیر عادی کار با اینترنت از سوی افراد مختلف پرداختهاند. در سال 1997، دکتر مارک گریفیث در سخنرانی خود در گردهمایی سالانه انجمن روانشناسی آمریکا (APA)، از یک مدل اعتیاد برای تحلیل رفتار چند نفر از کسانی که با میزان استفاده از اینترنت مشکل داشتند، استفاده کرد. میزان «عادی» کار با اینترنت چقدر است؟ پاسخهای مختلفی به این پرسش در گردهمایی APA داده شد. یکی از معروفترین پاسخدهندگان، دکتر ویکتور برنر بود. او مطالعهای را از طریق وب بر روی میزان استفاده از اینترنت انجام داد که نتایج اولیهاش در گزارش گردهمایی سال 1997 به چاپ رسید. وی بعداً نتایج تفصیلی بیشتری را به انجمن روانشناسی آمریکا گزارش کرد که با نتایج اولیه همخوانی داشت.
پاسخ دکتر برنر به پرسش بالا، هفتهای 19 ساعت به طور میانگین بود. بسیاری از روانشناسان دیگر، نشانههای مختلفی از تداخل کار با اینترنت با انجام وظایف روزمره را بر شمرده و وجود آنها را بیانگر میزان «غیر عادی» بودن میزان کار دانستهاند. برخی از این نشانهها عبارتند از عدم موفقیت در تنظیم وقت، کم خوابی و از دست دادن وعدههای غذا.
نتیجه غافلگیر کننده این است که در 80 درصد کسانی که مورد مطالعه قرار گرفتند، حداقل 5 نشانه از نشانههای بالا وجود داشت. بدین ترتیب میتوان نتیجه گرفت که وجود این مشکلات، تا حدّ معینی عادی است و نباید به عنوان آسیب در نظر گرفته شود. به نظر میرسد که اینترنت رسانه جذابی است و وجود برخی اختلالات در زندگی ما به خاطر صرف زمان زیاد کار کردن با آن «عادی» است.
برخی مطالعات دیگر، اعداد و ارقام متفاوتی را نشان میدهند. مطالعهای توسط دکتر کاتلین شیرر بر روی 531 دانشجوی دانشگاه تگزاس در آوستین صورت گرفت و 381 نفر از آنان که حداقل یکبار در هفته با اینترنت کار میکردند، مورد مطالعه بیشتر قرار گرفتند. 49 نفر از آنان (13 درصد) به دلیل وجود حداقل 3 نشانه از نشانههای تداخلی که در بالا ذکر شد، به عنوان «وابسته به اینترنت» ردهبندی شدند. 71 درصد این «وابستگان» مرد و 29 درصد زن بودند. میزان کارکرد میانگین آنان در هفته 11 ساعت بود. «وابسته» دانستن این افراد بر پایه وجود حداقل 3 نشانه تداخلی، با نتایج مطالعه دکتر برنر همخوانی زیادی ندارند.
علت اختلاف در نتایج این دو مطالعه میتواند به این دلیل باشد که دکتر برنر مطالعه خود را از طریق وب انجام داده بود و در نتیجه، روش او بیشتر مورد توجه کاربران حرفهای اینترنت قرار گرفته بود در حالی که در مطالعه دوم، دانشجویان یک دانشگاه به عنوان نمونه آماری مورد مطالعه قرار گرفته بودند.
مطالعه دیگری که از سوی جنت مارتین و فیلیس شومیکر بر روی 283 نفر از دانشجویان یک دانشگاه که همگی درسهایی داشتند که نیازمند استفاده از اینترنت بود به عمل آمد، نتایجی مشابه نتایج مطالعه دکتر شیرر داشت. آنها کاربران اینترنت را به سه دسته «کاربران بیمارگون» با میانگین کار 5/8 ساعت در هفته، «کاربران با عوارض محدود» با میانگین کار 5/3 ساعت در هفته و «کاربران بدون عارضه» با میانگین کار 4/2 ساعت در هفته تقسیم کردند.
کاربران بیمارگون از جنبههای دیگری نیز با بقیه فرق داشتند. انزوا و تنهایی در آنها به میزان قابل ملاحظهای بیشتر بود. آنها به نسبت بقیه دانشجویان، از بازیهای بر خط، و جنبههای فنی و پیچیده شبکه (مثل FTP، واقعیت مجازی و پشتیبانی نرمافزار از راه دور) بیشتر استفاده میکردند. نکته جالب آن که آنها بیشتر از بقیه از سرویس گپزنی (chat) استفاده نمیکردند.
میزان «عادی» کار با اینترنت چقدر است؟ ما هنوز نمیدانیم. مطالعات نشان میدهد که 8 ساعت کار در هفته برای دانشجویان و دانشآموزان و 20 ساعت کار در هفته برای وبگردان، مشکلات عمدهای از نظر روانی برای آنان به وجود نمیآورد. البته این که از اینترنت چه استفادهای میشود نیز به همان اهمیت مدت استفاده است. برخی از فعالیتهای بر خط به نظر میرسد که به طور بالقوه «اعتیادآورتر» از بقیه باشند. در این رابطه میتوان از بازیهای بر خط و گپزنی نام برد. هر چند برخی مطالعات دیگر نیز از فرضیه اعتیاد آور بودن گپزنی پشتیبانی نمیکنند.
کار با اینترنت چه موقع آسیبرسان میشود؟ پاسخ ساده به این پرسش این است: هنگامی که بر سر راه بقیه فعالیتهای زندگی شما قرار گیرد. اعتیاد به معنی «استفاده وسواسی و بیاختیار علیرغم آسیب و زیان» است. با توجه به این تعریف میتوان نمونهها و فعالیتهای اعتیاد آور را شناسایی کرد. هم اکنون نیز پژوهشهای مختلفی در این زمینه در جریان است.
هر چند الگوی کار با اینترنت از سال 1997 تا کنون بسیار تغییر یافته است اما با وجود این هنوز بسیاری از کاربران اینترنت با مشکل روبرو هستند. اگر شما نیز با استفاده زیاد از اینترنت مشکل دارید و نشانههایی که ذکر شد در شما نیز وجود دارد، شاید بهتر باشد به ملاقات یک روانشناس یا رواندرمانگر بروید. در این مورد، کمکهای بر خط احتمالاً چارهساز نیست زیرا خود مستلزم باز هم کار بیشتر با اینترنت است.
اماها و اگرها آمدند
روز با تمام روشنی اش می دانست
انتهایش زوال است
آری باز هم
اصل فدای مصلحت شد..
رمان بادبادک باز نوشته ی خالد حسینی نویسنده افغانی-آمریکایی یکی از داستانهای بسیارجذاب وتاثیرگذاری است که می تواند تا مدتها ذهن خواننده را درگیر حوادث خود کند.این رمان به خوبی مفهوم «چیزها پیچیده تر از آنندکه تو فکر می کنی» ی میلان کوندرا را به خواننده منتقل میکندواین حس به خواننده دست می دهد که تا چه اندازه طبیعت آدمی می تواند پیچیده وپرابهام باشد.شاید جنبه های گوناگون هستی انسان وآنچه که می تواند باشد را نشان می دهد.
وقتی این رمان را می خوانی با خود فکر می کنی حق با کدام است؟ امیر یا حسن؟ مادر حسن یا پدرش؟ اینجاست که ارزش ها نمایان می شوند و مفاهیمی چون عشق ٬ ایثار٬ دلهره٬ شهامت و ...تبلور می یابد و تمام این مفاهیم در گفتگوهای میان شخصیت ها زنده می شود و از ابتدا تا انتهای داستان پراکنده است و خواننده رابه عمق عواطف واحساسات انسانی می برد.
از ابتدای شروع داستان به راحتی در تخیل خود تمام صحنه ها را مجسم ٬ و به جای تمام شخصیت ها نقش آفرینی می کنیم. گویی زندگی در آن خانه٬ راه رفتن در آن کوچه ها٬انارخوردن دو کودک با هم٬تجربه های مشترک شان٬حزن و اندوه وخوشی هایشان٬و آن لحظه های اوج وسقوط وآن کشمکش ها را بارها تجربه کرده ایم.
شخصیت پردازی«بادبادک باز» چون هر رمان موفق دیگری بسیار عالی است.نویسنده شخصیت های نیرومند و جالب توجهی خلق کرده است شخصیت هایی که در حوزه رمان خود پذیرفتنی و مانوس هستند.این عنصر به همراه سایر عناصر دیگر ٬رمان بادبادک باز را بسیار جذاب و خواندنی کرده است به نحوی که خواننده را بی وقفه به دنبال خود می کشاند و با توجه به اینکه هدف اصلی بسیاری از داستانها نشان دادن خصلت و طبیعت شخصیت هاست و اینکه انسان آن چه را دوست دارد و به آن معتقد است را غالبا زمانی که تحت فشار است بروز می دهد ٬ این کتاب به خوبی این کشمکش را نمایان می سازد. کشمکشی که بالاخره بعد از سالها امیر را به آنچه باید می کرد و نکرده بود وادار می کند و امیر آنچه می شود که می توانست باشد همانطور که هر انسانی می تواند هر آنگونه که قابل تصور است باشد.